
سِرّ ني در نينوا می ماند اگر زينب نبود
كربلا در كربلا می ماند اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابري از ريا می ماند اگر زينب نبود
چشمه ی فرياد مظلوميّتِ لب تشنگان
در كوير تفته جا می ماند اگر زينب نبود
زخمهء زخمی ترين فرياد در چنگ سكوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زينب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ
در گلوی چشمها می ماند اگر زينب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی لگام
در بيابان ها رها می ماند اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب
پشت كوه فتنه جا می ماند اگر زينب نبود
شب
ها كه دريا، مي كوفت سر را
بر
سنگ ساحل، چون سوگواران؛
***
شب
ها كه مي خواند، آن مرغ دلتنگ،
تنهاتر
از ماه، بر شاخساران؛
***
شب
ها كه مي ريخت، خون شقايق،
از
خنجر ماه، بر سبزه زاران؛
***
شب
ها كه مي سوخت، چون اخگر سرخ
در
پاي آتش، دل هاي ياران؛
***
شب
ها كه بوديم، در غربت دشت
بوي
سحر را، چشم انتظاران؛
***
شب
ها كه غمناك، با آتش دل،
ره
مي سپرديم، در زير باران؛
غمگين
تر از ما، هرگز نمي ديد
چشم
ستاره، در روزگاران !
***
اي
صبح روشن ! چشم و دل من
روي
خوشت را آئينه داران !
بازآ
كه پر كرد، چون خنده تو
آفاق
شب را، بانگ سواران !
عباس تو بی وفا نبودی چنین چه شد؟
پر کرد مشک و پس کفی از آب برگرفت
می خواست تا بنوشد از آن آب خوشگوار
آمد به یادش از جگر تشنه حسین
چون اشک خویش ریخت زکف,آب و شد سوار
برخود خطاب کرد که ای نفس اندکی
آهسته تر که مانده حسین تشنه در قفا
عباس! بی وفا تو نبودی چنین چه شد؟
نوشی تو آب و مانده حسینت درانتظار
شد با لبان تشنه از آب روان برون
دل پرز جوش و مشک به دوش,آن بزر گوار
کردند جمله,حمله برآن شبل مرتضی
یک شیر در میانه و گرگان بی شمار
یک تن کسی ندیده و چندین هزار تیر
یک گل کسی نچیده و چندین هزار خار
آمد به یادش از لب خشک برادرش
شد غیر ت فر ات ,دو چشم به خون ترش
گفتا نخورده آب گلستان حیدری
داری تو میل آب ,کجا شد برادری
تشنه است آنکه نو گل باغ فتوت است
لب تر مکن ز آب که دور از مروت است
توآب می خوری او تشنه لب صفای تو کو ؟
وصیت پدر مهربان وفای تو کو؟
نوشی تو آبوتشنه شه دین ر ضا مباش
خوش نوکری ولیک چنین بی وفا نباش
گر دوستی ,به خاک ره دوست خاک شو
آبی بزن برآتش او یا هلاک شو


کاش دلامون یه بار دیگه بشه خدایی
کاش هممون یه روز بشیم کرب و بلایی
آنجا بودم تا تو را یاری کنم.
در این بخش می خوام در مورد مهمترین عامل قیام عاشورایی امام حسین(ع) اشاره کنم ک همون امر به معروف و نهی از منکر
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
اما در ادامه بحث دومین عامل قیام اما حسین رو بررسی می کنیم
دومین عامل که خود امام حسین نیز به اون اشاره کردند بیرو آوردن مردم از جهالت و گمراهی است ...
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
اول يه مطلبي بگم و اون اينه كه من نميخوام در اين مورد 1000صفحه بنويسم كه هيچكس حتي يه صفحش رو هم نتونه بخونه بلكه ميخوام عنواوين اصلي و دلايل اصلي كه امام حسين (ع) به خاطر اون اين همه قرباني در راه خدا تقديم كرد رو بگم
اولين مطلب در مورد حكومتي كه اون زمان به اسم اسلام داشت اداره مي كرد ...
بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
طبق مطلبي كه گفته بودم كه در مورد اسلام صحبت كنم تصميم گرفتم چون محرم هم رسيده كمي در مورد فلسفه قيام امام حسين صحبت كنم و اينكه اصلا چرا مسلمونا براي امام حسين به اين شكل عزداري مي كنن و همچنين در مورد ضعفهايي كه خواسته يا ناخواسته به عزادراييهاي ما اضافه شده بحث مي كنم
اگه خدا بخواد اين بحث رو از فردا آغاز مي كنم اميدوارم با نظرهاتون من رو در اين موضوع راهنمايي كنيد.
يا علي
مي گويم
التماس دعا


