تبليغاتX
به نام او...



به نام او كه ميبيند و چشم مي پوشد

خداي خوبم سلام
ميدوني تو اين چند صباحي كه به من عمر دادي من هميشه شرمنه لطف تو شدم و تو هميشه شرمنده از گناه من ميدونم الان كه ميخوام بيام ديگه باورم نمي كني اما اين بار خودمو نمي بازم تو هم كه بزرگتر از اوني كه منو از درت بروني مگه خودت نبودي كه گفتي صد بار اگر توبه شكستي باز آ به هر حال من پررو تر از اون حرفام
خودتم خوب ميدوني اگه من تو اين دنيا هيچي رو قبول نداشته باشم حداقل ميدونم و قبول دارم كه تو منتظري تا بندت بياد به سمتت تا تو به سم اون بدويي مگه نه !!!!!!!!!!!!!!
به هر حال خدايا ما اومديم
+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط بنده روسياه "هيچكس" -->>يا علي <<--  |